تبليغاتX
لا اله الا هو - تصوف 7
بر طبق روایات محلی در 940 یکی از خواجگان وی خواجه احمد کاسانی * (متوفی 949) معروف به مخدوم اعظم اولین شیخ ده بیدی  بود که بنیانگذار سلسلة خواجگان یا خوجه های ترکستان و نیای روحانی صوفیان چین محسوب می شود . مخدوم اعظم مدتی در کاشغر اقامت کرد و از هر یک از دو همسرش ــ که یکی سمرقندی و دیگری کاشغری بود ــ صاحب پسری به نامهای خواجه اسحاق ولی و محمدامین شد. خواجه اسحاق ولی مرجوع کنید بهسس شاخة اسحاقیه یا قره داغلیک (سلسلة سیاهکوهی ) و خواجه هدایت الله معروف به آفاق / آپاق و نیز مشهور به «ایشان کلان » نوة محمدامین بنیانگذار شاخة آفاقیه یا آق داغلیک (سلسلة سفیدکوهی ) گردید .

دو تن از تربیت یافتگان مکتب مخدوم اعظم به نامهای ما زونگ شنگ (1049ـ 1131/ 1639ـ1719) و ما تسوجن (1043ـ1134/1633ـ1722)بترتیب سلسله های بی جیاچانگ و مفتی را بنیان نهادند. یکی دیگر از پیروان او ما لای چی (1092ـ1180/ 1681ـ 1766) که مخدوم اعظم به او لقب ابوالفتوح داده بود فرقة هوا سی را بنیان نهاد .
قره داغلیکها یارغند و یه چنگ و آق داغلیکها کاشغر و آرتوش را مرکز فعالیت خود قرار دادند. گروه نخست به نیروی قره قرقیزهای ناحیة تین شان جنوبی و گروه دوم به هواداران قرقیز و قزاق در ناحیة ایلی متکی بودند  .

تفاوت عمدة این دو سلسله در اجرای ذکر خفی و جلی بود. این تفاوت بر خلاف سلسله های خاورمیانه و ماوراءالنهر که هر دو شکل ذکر در کنار یکدیگر وجود داشت در ترکستان چین منشأ منازعه و کشمکش گردید  تا آنجا که هواداران یک گروه دیگری را دیوانه خواندند  و تمام مناسبات اقتصادی و سیاسی و خانوادگی آنان قطع شد و مناقشات خونینی در گرفت  تا اینکه در حدود 1089 هدایت الله آفاق به قدرت سیاسی و حکومت کاشغر رسید و از شدت این دشمنیها تا حدودی کاسته شد . در دورة رهبری سیاسی آفاق انشعاباتی در سلسله رخ داد و سلسله های دیگری از جمله قادریه و سهروردیه از سمرقند به کاشغر و ختن وارد شد. بخصوص با رونق تجارت و افزونی رفت وآمد بازرگانان و آزادی سفر مسلمانان به مکه و آشنایی آنان با اندیشه های صوفیانه در خاورمیانه اشاعة تصوف در چین شتاب بیشتری یافت .

در 1089 آخرین خان کاشغر اسماعیل که از گسترش نفوذ خواجگان آفاقی بیمناک شده بود آفاق را از کاشغر راند ولی او به کمک مغولهای قلموق * (کلموک ) ساکن زونگار/ جونکار به کاشغر بازگشت و پس از شکست دادن اسماعیل و تصرف یارکند پایتخت کاشغر قدرت را در سین کیانگ جنوبی به دست گرفت  . در دورة حکومت او جمعیت نامتجانس آلتی شهر با تکیه بر اسلام و بویژه تعالیم سلسلة نقشبندی هویتی مشترک یافت  . سیاستهای او موجب گسترش بسیار تصوف در چین شد و هریک از فرق تصوف در کاشغر و یارکند و تورفان و دیگر مناطق به احداث «گنبد» (تشکیلات ادارة طریقت ) پرداختند
 . وی با وجود تحمیل مالیاتهای سنگین بر اهالی زونگار پیروان دو سلسلة آفاقیه و اسحاقیه را از مالیات معاف کرد  .

حکومت یکپارچة خواجگان بر کاشغر با مرگ دانیال حاکم یارکند در 1149 میان چهار پسر وی تقسیم شد . یوسف فرزند دانیال تصمیم داشت با استفاده از جنگهای داخلی بین مدعیان حکومت تمام کاشغر را تصاحب کند  اما نتوانست و کاشغر به خانات کوچک تجزیه شد با این حال این منطقه همچنان در تسلط خواجگان باقی ماند و آنان کوشیدند با حمایت قلموقها از حکومت چین جدا شوند و استقلال خود را به دست آورند.

در 1168 لشکریان سلسلة منچویا چینگ  به زونگار حمله کردند و کوشیدند حمایت دو برادر از خاندان آفاقیه (قلیچ برهان الدین معروف به خواجة بزرگ حاکم کاشغر و خواجه جهان معروف به خواجة کوچک حاکم یارکند) را به دست آورند اما آن دو در برابر آنان مقاومت کردند و حکومت مستقل کوتاه مدتی به وجود آوردند. سرانجام چینیها کاشغر را در 1173 تسخیر کردند و حکومت خواجگان به پایان رسید  . آن دو برادر نیز به بدخشان گریختند اما امیر آن سامان آنان را کشت .
خواجگان ترکستان شرقی عموما جداگانه و مستقل از شیوخ ده بیدی در سمرقند و سپس شمال شرقی افغانستان عمل می کردند و با وجود نیای مشترک خانقاهها و مزاراتی خاص خود داشتند با اینهمه آنان با شیوخ ده بیدی فیض آباد افغانستان مناسباتی برقرار کردند چنانکه جنازة دانیال و خواجه مخدوم زاده را به ده بید فرستادند و در آنجا به خاک سپردند .
در سده های بعد اختلاف سلسلة اسحاقیه و آفاقیه در مورد ذکر از میان رفت اما میان سلسلة سنتی (قدیمی ) صوفیانه و طریقت جدیدی که به تازگی سر بر آورده بود مناقشاتی پدید آمد . رهبر سلسلة جدید در قرن دوازدهم عالمی اهل کانسو به نام ما مینگ ـ هسین / مامین شین  بود که در سرزمینهای عربی و آسیای مرکزی تحصیلات دینی خود را تمام کرده بود . او بشدت طرفدار ساده زیستی بود و می خواست آداب دینی را نیز ساده کند. وی با خود قرآن کوچکی منتخب از سوره های قرآن به کانسو برد و در سلسلة نقشبندیه نیز نوآوریهایی کرد. اندیشه های او الهام بخش بسیاری از حرکتهای جهادی در قرن دوازدهم و سیزدهم در نواحی غربی چین بود  .
اندک اندک در بافت فرهنگی سین کیانگ در سدة دوازدهم اصطلاح سلسلة قدیمی برای نقشبندیانی به کار می رفت که ذکر خفی می گفتند و چینیها آنان را «خفیه » می نامیدند که به گفتة فلچر بتدریج عنوانی برای تمام نقشبندیان آسیای مرکزی شد . در مقابل خفیه جهریه قرار دارند که هواداران ذکر جلی اند. آنان به رهبری یعقوب بیگ در 1281ـ1294/ 1864ـ1877 علیه حکومت چینیان شورشی کردند که تا مدتی حکومت چینیان را در سین کیانگ به مخاطره افکند .
علاوه بر تمایل بیشتر به ذکر خفی افطار پس از نماز و زیارت شیوخ از دیگر آداب سنتی سلسله بود که ما مینگ ـ هسین با آن مخالفت می کرد اما در این مورد نیز همانند اختلافات آفاقیه و اسحاقیه در روزگار گذشته ظاهرا انگیزه های سیاسی و اجتماعی زمینه ساز اختلافات آیینی بوده است
برای نمونه ما مینگ ـ هسین بر این باور بود که باب شیخوخیت و رهبری طریقت باید به روی همه گشوده شود . آموزه های جدید مقام موروثی شیوخ خواجگان و امتیازات اقتصادی آنان را به خطر می افکند.
مناقشه میان پیروان آموزه های جدید و قدیم متصوفه در چین یکی از علل ناآرامیهای مسلمانان چین در اواخر سدة سیزدهم / نوزدهم به شمار می آید . اطلاعات در بارة فرقة جدید و قدیم اندک و بسیار مبهم است چنانکه حتی در اینکه این شاخه ها انشعاباتی از نقشبندیه باشند تردید کرده اند مثلا ایزرائیلی  با وجود پذیرفتن احتمال نقشبندی بودن ما مینگ ـ هسین شاخة جدید را منشعب از سلسلة نقشبندیه ندانسته است .
شاخه ایشانی نیز در چین از نفوذ و اعتبار برخوردار است و تقریبا تمام شیوخ آن در ابتدای امر از آسیای مرکزی به چین رفتند و به تبلیغ افکار احمد سرهندی * پرداختند  .

سلسلة کبرویه نیز در استانهای سین کیانگ هدنان چینگ های و کانسو پیروانی دارد. بنیانگذار آن صوفی ای ایرانی به نام محیی الدین بود که نام چینی جانک را برگزید و بدین سبب سلسلة وی به سلسلة خاندان جانک نیز شهرت دارد . کبرویه یکی از چهار سلسلة بزرگ صوفیانه در چین است  و بیشترین پیروان آن در این سرزمین از قوم «دونگ شیان »اند  ذکر جلی توارث در رهبری طریقت و فعالیت در جنبشهای سیاسی و امور اجتماعی از ویژگیهای کبرویة چین است. مهمترین زیارتگاهها و اماکن مقدس کبرویه در شمال غربی چین قرار دارد  .
سلسلة قادریه را شخصی به نام خواجه عبدالله از آسیای مرکزی به چین برد. دو تن از مریدان وی چی جینگ یی با کنیة طریقتی هلال الدین  و ما دائوزو اندیشه های قادری را اشاعه دادند اما بعدها میان هواداران ما دائوزو تفرقه افتاد و به دو گروه جیوسای پینگ و خوزی خو تقسیم شدند . بیشتر قادریان خانقاهی خاص خود ندارند و در مورد مکان عبادت نسبت به مقابر صوفیان  بیش از مساجد تأکید می کنند . گروه دیگری از آنان که «دان جیا رن » نامیده می شوند برای اجرای آیینهای خود در خانقاه حضور می یابند

انتخابی بودن رهبر سلسله و تأکید بر ذکر خفی از دیگر ویژگیهای قادریان چین است .
در سدة چهاردهم / بیستم و در خلال انقلاب فرهنگی و در دورة پس از مائو و حکومت «گروه چهار نفره » که نهادهای رسمی اسلامی در چین هدف حمله ای سخت قرار گرفت تصوف رشد کرد اما از 1357 ش / 1978 به بعد که این نهادها بتدریج از حمایت مقامات رسمی برخوردار گردید از نفوذ سلسله های صوفیانه کاسته شد . هم اکنون در مینگ سیا و کانسو و کین قایی میان صوفیان سنتی و «اخوان »ها یا «قرآنی »ها (طریقتی که فقط به قرآن استناد می کند و بشدت تحت تأثیر وهابیت است ) اختلافاتی پدید آمده است.
خانقاهها یا نهادهای صوفیانه در چین ماهیتی چندگانه (مذهبی و اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ) دارند و منهوان نامیده می شوند. این نهادها به همت اخلاف شیوخ نخستین صوفی تشکیل شده اند و مزارات این شیوخ مرکز فعالیتهای مذهبی است .
معروفترین پژوهشگر تاریخ تصوف در چین فلچر است و پس از او شاگردانش ایزنبک طوغان و جاناتان لیپمن در این حوزه معروف اند. ساگوچی تزو از منظر تاریخی و درو گلادنی از نظر مردم شناسی در این باره مطالعه کرده اند. از میان چینیان ماتونگ استاد مرجوع کنید بهسسة قوم شناسی کانسو در اوایل دهة 1360 ش /1980 در بارة تصوف در چین پژوهشهایی کرد از جمله آثار او در این حوزه دو کتاب به زبان چینی است :  گروههای اسلامی و تشکیلات صوفیه در چین  و ویژگیهای اصلی اسلام در شمال غربی چین . از دیگر تألیفات چینیان کتاب > منتخبی از مدارک مطالعاتی در بارة تاریخ اسلام در چین (1911ـ1949) < نوشتة لی شین هوا و فنگ جین یوان است که شامل مقالاتی در بارة سلسله های صوفیانه در چین است.

منابع همین قسمت

محمدجواد امیدوارنیا «طریقت کبرویه در چین »

 در مجموع مقالات همایش علمی ـ بین المللی بزرگداشت شیخ نجم الدین کبری تدوین و ویرایش محمد تقوی

عشق آباد: رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در ترکمنستان 1380 ش

«مطالعات اسلامی در چین طی دو دهة اخیر» فصلنامة مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ش 24 (زمستان 1377)

رافائل ایزرائیلی مسلمانان چین : رویارویی دو فرهنگ ترجمة حسن تقی زاده طوسی مشهد 1368 ش آلکساندر بنیگسن و اندرز ویمبوش صوفیان و کمیسرها: تصوف در اتحاد شوروی ترجمة افسانه منفرد تهران 1378 ش

فنگ جین یوان فرهنگ اسلامی و ایرانی در چین ترجمة محمدجواد امیدوارنیا تهران ] بی تا.

 [ رنه گروسه امپراطوری صحرانوردان ترجمة عبدالحسین میکده تهران 1365 ش

 زاسکیاهیبر «سیاست چین در آسیای مرکزی » ترجمة اردلان مختاری فصلنامة مطالعات آسیای مرکزی و قفقاز ش 24 (زمستان 1377)


Justin Ben-Adam, "China", in Islam outside the Arabworld , ed. by David Weslerlund and Ingvar Svanberg, Richmond 1999; Encyclopaedia Iranica , s.vv. "Chinese Turkestan. V: Under the Khojas" (by Isenbike Togan), "Dahb ¦ â d ¦ â ya" (by Hamid Algar); Isenbike Togan, "The Kha ¦ f ¦ â , Jahr ¦ â controversy in Central Asia revisited", in Naqshbandis in western and Central Asia: change and continuity , ed. Elisabeth عzdalga, Istanbul 1999.

نوشته شده توسط Farid در 86/11/20 |