بنام عشق و محبت و خدمت
ابن مسره در سفری به سرزمینهای شرقی اسلام (مصر و شام حجاز و ایران ) باطنیان آن ناحیه را ملاقات و با بعضی مریدان سهل تستری گفتگو کرد و از تعالیم آنان آگاه شد. وی پس از بازگشت از مردم کناره گیری کرد و در عزلتگاه خود در کنار کوهی در قرطبه به تربیت گروه کوچکی از مریدان پرداخت . با اینکه او در نشر افکار خود سخت محتاط بود چندی بعد عقایدش از حلقة مریدانش فراتر رفت و متهم به کفر و الحاد شد . صرف نظر از گرایش اعتزالی ابن مسره بسیاری از مستشرقان او را پیرو فلسفة نوافلاطونی و انباذقلس / امپدوکلس می دانند . البته در کتابهای مهم ابن مسره مانند رسالة خواص الحروف و حقائقها و اصولها و همچنین التبصرة یا الاعتبار تأثیرات فلسفة نوافلاطونی و امپدوکلسی چندان آشکار نیست اما تأثیر باطنیان و همچنین عقاید سهل تستری واضح است . برخی ابن مسره را اهل بدعت و تأویل قرآن کریم دانسته و گفته اند که سخنانی همچون سخنان ذوالنون مصری و ابویعقوب نهرجوری بر زبان رانده و برخی هم گفته اند که او اهل زهد و دقت در غوامض اشارات صوفیه بوده است.
در حدود 370 قاضی قرطبه به تعقیب پیروان ابن مسره پرداخت و بسیاری از مسریه (پیروان ابن مسره ) توبه کردند و کتابهای آنان نیز سوزانده شد.
مرکز عرفای سلسلة ابن مسره در بجانه * (پچینا ) مرکز قرطبه (کوردوبا) بود. این مرکز اولین محل اجتماع صوفیانه در اندلس محسوب می شود. مهمترین مرید و پیرو ابن مسره در قرن پنجم از نسل دوم پیروان او اسماعیل بن عبدالله رعینی بود. او خود را «امام » می نامید و از پیروانش زکات می گرفت . گفته اند که رعینی همة آنچه را که در زمین است حرام می دانست جز آنچه قوت لایموت انسان باشد .
مکتب ابن مسره تا دو قرن پس از او همچنان تنها مکتب مسلط بر تفکر عارفان اندلسی بود. در فاصلة این دو قرن خلافت اموی در اندلس برافتاد و دولت مرابطون بر سراسر اندلس و مغرب تسلط یافت . در اوایل قرن ششم با ورود اندیشه های ابوحامد غزالی به اندلس در تصوف اندلسی تحولی پدید آمد و ابوالعباس بن العریف الصنهاجی مشهور به ابن عریف * (متوفی 536) طریقت جدیدی بر مبنای طریقت ابن مسره به وجود آورد. شهر المریه مرکزی برای این صوفیان شد. بدین ترتیب افکار ابن مسره و غزالی و مخصوصا کتاب احیاءعلوم الدین وی محل اقبال و توجه محافل عرفانی آن شهر شد . اما در 503 دومین امیر مرابطی به فتوای فقیه مالکی قرطبه احیاء العلوم غزالی را از سراسر مغرب و اندلس جمع آوری کرد و سوزاند. علما و فقیهان المریه بشدت با این کار مخالفت کردند .
ابن عریف شاگردان بسیاری داشت از جمله ابوعبدالله غزال که از مرشدان ابن عربی بود و ابن برجان * (متوفی 536) که در اشبیلیه (سویل ) مرید ابن عریف بود. ابن برجان نیز شاگردان و مریدان بسیار داشت . برخی او را غزالی اندلس لقب داده اند . حکمرانان مرابطی ظاهرا از عواقب سیاسی افکار ابن عریف و ابن برجان بیمناک شدند و آن دو را به مراکش تبعید کردند .
مکتب ابن عریف حاصل تعالیم و افکار ابن مسره و غزالی و تأملات شخصی خود اوست . تأثیر این افکار را می توان در طریقت شاذلیه دید . از نظر ابن عریف زهد و بی نیازی از ماسوی الله از منازل صوفیه و از عطایای الاهی است و در سیر تکاملی انسان نقشی اساسی دارد. اثر دعوت ابن عریف در انقلاب مریدین علیه مرابطون به رهبری ابن قسی نمایان شد ابوالقاسم احمدبن حسین قسی معروف به ابن قسی * (متوفی 546) از شاگردان ابن عریف بود. وی در روستای جله در غرب اندلس مستقر شد و در آنجا مریدان بسیار یافت . ابن قسی به مطالعة کتابهای غزالی پرداخت و یاران خود را به خواندن کتابهای او و باطنیه و اخوان الصفا سفارش می کرد .
یاران ابن قسی که روزبروز شمارشان در غرب اندلس فزونی می یافت به «مریدین » معروف شدند. دولت مرابطون نیز در برابر نهضت عبدالمرجوع کنید بهمن موحدی عقب نشینی می کرد. ابن قسی از فرصت استفاده کرد و در غرب اندلس با لقب «المهدی » مردم را به نهضت خود دعوت کرد . نهضت وی ده سال طول کشید. ابن قسی هم زمان با برافتادن دولت مرابطون و شورشهای متعدد در اندلس به مراکش رفت و با عبدالمرجوع کنید بهمن موحدی دیدار کرد و او را به دخالت در اندلس فراخواند اما پس از ورود قوای موحدون به اندلس از اطاعت آنان سر باز زد و با روی آوردن به پادشاه پرتغال خشم مردم را برانگیخت و بر اثر شورش مردم کشته شد . قیام مریدین به رهبری ابن قسی بدان سبب که تنها نمونة پیوند تصوف و سیاست در اندلس است اهمیت دارد .
اندلس در قرن ششم بعد از ابن عریف و ابن برجان و تصفیة شورش مریدین شاهد ظهور عارف بزرگی به نام ابومدین شعیب بن حسین انصاری (متوفی 594) معروف به ابومدین تلمسانی * یا مغربی بود. ابومدین در مکه از دست عبدالقادر گیلانی خرقه گرفته بود و در بازگشت به اندلس طریقت مدینیه را تأسیس کرد .
شیوة ابومدین جمع میان طریقت و شریعت بود. وی استاد ابویعقوب یوسف بن یخلف قمی بود . ابن عربی در بارة او گفته که ابویعقوب متمایل به ملامتیه بوده است . از دیگر شاگردان ابومدین عبدالسلام بن مشیش (ابن مشیش * ) استاد ابوالحسن شاذلی شیخ طریقة شاذلیه بود . بدین ترتیب ابومدین به تأسیس سلسلة شاذلیه کمک کرد شاید به همین سبب است که گاهی او را همراه با شاذلی مرجوع کنید بهسس سلسلة شاذلیه می دانند . ابومدین همچنین استاد ابن عربی بود و ابن عربی در تألیفات خود بسیاری از سخنان و معارف او را آورده است. ابن عربی * بزرگترین صوفی اندلسی است . در دورة او حکمت و فلسفه رواج داشت و متصوفان اندلس از ابن مسره تا ابومدین درصدد آمیختن تصوف و فلسفه بودند اما هیچکدام به اندازة ابن عربی در این راه توفیق نیافتند .
دوران ابن عربی نیز مصادف با ضعف روزافزون دولت مرابطون در اندلس بود . این دولت را که به سبب نفوذ فقیهان مالکی با تصوف میانه ای نداشت موحدون بر انداختند. دولت موحدون با تصوف مخالفت نداشت حتی گفته می شود که مهدی بن تومرت رهبر موحدون تحت تأثیر افکار غزالی بوده است . تصوف در این دوران دیگر معرفتی حاشیه ای یا مورد طعن نبود بلکه رشته ای از معارف بود که بسیاری از اهل ذوق و حتی زنان به فراگیری آن اهتمام می ورزیدند. ابن عربی در اندلس به ملاقات سی تن از عارفان اندلسی از جمله دو زن عارف به نامهای ام الزهرا و فاطمه قرطبی رفت . وی در اشبیلیه با ابویحیی صنهاجی صالح بربری و ابوعبدالله شرفی سه تن از صوفیان ملامتیه ملاقات کرد و مشرب آنان را ستود . وی شرح احوال آنان را در کتاب روح القدس آورده است . ابن عربی خود طریقتی بنیان ننهاد اما مشرب عرفانی او تا به امروز یکی از تأثیرگذارترین مکاتب عرفانی بوده است . عقاید وی در اروپای قرون وسطا بویژه در افکار متفکرانی همچون رامون لول (فیلسوف و مبلغ مسیحی ) و دانته تأثیر گذاشته و گفته شده که دانته کمدی الهی را از روی وصف ابن عربی از معراج پیامبر اکرم نوشته است .
پس از ابن عربی ابومحمد قطب الدین عبدالحق بن ابراهیم بن محمدبن سبعین معروف به ابن سبعین * (متوفی 669) بزرگترین عارف اندلسی قرن هفتم بود. او از افکار ابن دهاق عارف و متکلم اندلسی (متوفی 611) تأثیر گرفته بود . عرفان ابن سبعین با فلسفه آمیخته است . اشتهار او به فلسفه سبب شد یکی از خلفای موحدی او را مأمور پاسخگویی به سرجوع کنید بهالات فردریک دوم امپراتور سیسیل کند. را در مصر رواج دهد اما این طریقه نه در مصر نه در اندلس رواج چندانی نیافت . عقاید این سلسله به علت آمیختگی با فلسفه پیچیده بود. همچنین سبعینیه برخلاف دیگر طریقه ها که سلسلة خود را به رسول اکرم و سایر بزرگان دین می رسانند کسانی چون هرمس سقراط ارسطو و اسکندر را در سلسلة نسب خود آورده بودند .
در این دوران مسیحیان جنگ صلیبی با مسلمانان را اعلام کردند و با حملات پیاپی درصدد بیرون راندن آنان بودند. سرانجام دو شهر مرسیه و اشبیلیه که پایگاه فرهنگ و تمدن اسلامی بود به دست مسیحیان افتاد و با انقراض دولت موحدون در 668 و بی ثباتی سیاسی در آن سرزمین بسیاری از اهل علم از اندلس به مغرب رفتند. اگرچه دولت بنونصر در غرناطه حدود دویست سال در برابر مسیحیان مقاومت کرد اما بتدریج میراث علمی و فرهنگی اندلس به شمال افریقا منتقل شد . در این دوره که می توان آن را دورة انتقال نامید دو شخصیت اندلسی در عرصة تصوف اندلس ظاهر شدند: ابوالعباس احمدبن عمر معروف به ابن عاشر (متوفی 765) و مرید وی محمدبن ابراهیم رندی (متوفی 792) معروف به ابن عباد رندی . ابن عباد فقیه و خطیب و صوفی بود و به طریقة شاذلیه گرایش داشت . او به سبب شرحی که بر الحکم العطائیة ابن عطاءالله اسکندری نوشت و همچنین مکتوباتش شهرت دارد .
--------------------
منابع : ابن ابار کتاب الحلة السیراء چاپ حسین مرجوع کنید بهنس قاهره 1963ـ1964 همو المعجم فی اصحاب القاضی الصدفی چاپ ابراهیم ابیاری قاهره 1410/ 1989 ابن خطیب الاحاطة فی اخبار غرناطة چاپ محمد عبدالله عنان قاهره 1393ـ1397/ 1973ـ1977 ابن زیات التشوف الی رجال التصوف چاپ آدولف فور رباط 1958 ابن عربی الفتوحات المکیة بیروت : دارصادر ] بی تا. [ ابن فرضی تاریخ العلماء الاندلس چاپ ابراهیم ابیاری قاهره 1410/ 1989 آنخل گونثالث پالنثیا تاریخ الفکر الاندلسی نقله عن الاسپانیة حسین مرجوع کنید بهنس قاهره 1955 عبدالرحمان بن احمد جامی نفحات الانس چاپ محمود عابدی تهران 1370 ش محسن جهانگیری محیی الدین بن عربی : چهرة برجستة عرفان اسلامی تهران 1359 ش حاجی خلیفه محمدبن فتوح حمیدی جذوة المقتبس فی تاریخ علماء الاندلس چاپ ابراهیم ابیاری قاهره 1410/ 1989 سمیح زین الصوفیة فی نظر الاسلام بیروت 1405/ 1985 احسان عباس تاریخ الادب الاندلسی : عصر سیادة قرطبة عمان 1997 سلیمان سلیم علم الدین التصوف الاسلامی : تاریخ عقائد طرق اعلام بیروت 1999 محمدعبدالله عنان تاریخ دولت اسلامی در اندلس ترجمة عبدالمحمد آیتی تهران 1366ـ1371 ش هانری کوربن تاریخ الفلسفة الاسلامیة ترجمة نصیر مروة و حسن قبیسی بیروت 1983 عبدالواحدبن علی مراکشی المعجب فی تلخیص اخبار المغرب چاپ محمدسعید عریان قاهره 1368/ 1949 احمدبن محمد مقری نفح الطیب چاپ احسان عباس بیروت 1388/ 1968 ویلیام مونتگمری وات فی تاریخ اسبانیا الاسلامیة ترجمة محمدرضا مصری بیروت 1994
Claude Addas, "Andalus ¦ â mysticism and the rise of Ibn ـ Arab ¦ â ", tr. Christopher Tingtey, in The Legacy of Muslim Spain , ed. Salma Khadra Jayyusi, vol.2, Leiden: Brill, 1994; Miguel Asin Palacios, The mystical philosophy of Ibn Masarra and his followers , tr. Elmer H. Douglas and Howard W. Yoder, Leiden 1978; Miguel Cruz Hernرجوع کنید بهndez, "Islamic thought in the Iberian Peninsula", tr. Thomas F. Glick, in The Legacy of Muslim Spain, ibid ; EI 2 , "Ibn A l - ـ Arab ¦ â " (by A. Ate í ); Ibn ـ Arab ¦ â , Sufis of Andalusia , translated with introduction and notes by R. W. J. Austin, Los Angeles, Calif. 1977