بنام عشق و محبت و خدمت
هدف عرفان ارتباط با خدا بطور مستقیم ونزدیک است که از آن به شهود تعبیر میشود. این مهم در شرایطی عملی میشود که دیگر مدعی شناختن در بین نباشد زیرا شناختن محتاج به دو امر شناسنده و شناخته شده است در حالیکه عرفان در مسیر کسب معرفت به جایی میرسد که فقط حقیقت باشد و از خود نشانه ای باقی نمی ماند و این مقام فناست که عموم مکاتب عرفانی در آن وحدت نظر دارند.
عرفان را میتوان به راه میانه ای در مقابل دو نظریه اصالت ماده و اصالت تصور تعریف کرد.زیرا در کنار قبول ادراکات حسی برای نیل به حقیقت آنرا مقدمه ای بر شناخت میدانند و تا زمان حیات تجربه آنرا برای سالک ضروری میدانند اما در آن متوقف نمیشوند. عارف در پی مشاهده باطن حقیقت است که خود مستلزم قطع پیوندهای مادیست تا با حقیقت ازلی که آغاز و انجامی ندارد به وحدت برسد. تجربه ای مافوق تجربه های معمول و متداول.
عرفان ایران ضمن برخورداری از غنای فرهنگی ایران باستان و اندیشه های حکمت خسروانی که در فلسفه اشراق متجلی شده است در دوره های بعد از تعالیم عالیه اسلام در تربیت معنوی و تقویت ابعاد روحی و روانی بهره مند شده است.
عرفان اسلامی بطور مشخص به تصوف اطلاق میشود در حالیکه هنوز هم اظهار نظرهای متفاوتی در اینباره صورت می گیرد که حوزه عرفان را از تصوف جدا نموده و سعی در انحرافی خواندن تصوف دارند.
نظر دیگری هم در این باب هست که گفته میشود تصوف عرفان ایرانی - اسلامی است. در حالیکه بنا به روایات تاریخی نام صوفی برای اولین بار به ابوهاشم کوفی اطلاق شده که در حوزه سرزمین های عربی بوده هرچند ممکن است توجه به سابقه تاریخی شهر کوفه داشته باشند که ترکیبی از اقوام مهاجر بوده به دلایل نظامی در حدفاصل سرزمین عرب و عجم بنا شده بود و بسیاری از اینان ریشه در مردم عجم( ایرانی تبار) داشتندو البته این نظر چندان صحیح به نظر نمیرسد.
با این وصف عرفان و تصوف اسلامی در ایران از رشد و بالندگی بسیاری برخوردار بوده و حوزه های جغرافیایی چون خراسان و کرمان و اصفهان جلوه بیشتری دارند.
هفت وادي عرفان
وادي در لغت به معني رودخانه و رهگذر آب سيل، يعني زمين نشيب هموار کم درخت که جاي گذشتن آب سيل باشد و هيمنطور به معني صحراي مطلق آمده است.در اصطلاح شيخ عطار مراحلي است که سالک طريقت بايد طي کند و طي اين مراحل را به بيابانهاي بي زينهاري تشبيه کرده است که منتهي به کوههاي بلند و بي فريادي مي شود که سالک براي رسيدن بمقصود از عبور از اين بيابانهاي مخوف و گردنه هاي مهلک ناگزير است و آنرا به واديها و عقبات سلوک تعبير کرده است.
صوفيان مقدم در تصوف هفت مقام تصور کرده اند از اين قرار:
1- مقام توبه 2- ورع 3- زهد 4- فقر 5- صبر 6- رضا 7- توکل.
ده حال هم بر این هفت وادی ذکر کرده اند: 1- مراقبه 2- قرب 3- محبت 4- خوف 5- رجا 6- شوق 7- انس8- اطمينان 9- مشاهده 10- يقين
عطار در مصيبت نامه پنج وادي تصور کرده است و در منطق الطير هفت وادي. از قرار زیر :
1- طلب 2- عشق 3- معرفت 4- استغنا 5- توحيد 6- حيرت 7- فقر و فنا
موضوعات عرفان
دیدگاه عرفانی نسبت به مسائل ملهم از اندیشه های عارف به جهان پیرامون خود و موضوعات اساسی ان است. مهمترین آنها را میتوان به قرار زیر و فهرست وار اشاره کرد:
1-آفرینش: عارف ، جهان ملموس و عینی را واقعی نمیداند و در نظر وی خلقت مانند آینه ای است که یک روی آن سیاه و کدر و روی دیگر آن صاف و روشن است. انچه کدر است همان جسم است و جهان مجموعه ای از این اجسام و پدیده ها.اما صورت روشن و صاف آن ورای همه تعینات است و آنچه خداوند برا ی تجلی سیمای خود خلق کرده و آن حقیقت خلقت است .
2-ماهیت روح:عرفا معتقد به وحدت روح هستند و استاند آنان به آیات قرآنی در این باب است(انعام-98)(لقمان-28).از نظر عرفای اسلامی خدا ، حق است و واحد است. پس آنچه که یگانه حق است،ابدی است.
خلقت انسان نیز منشا همین اصل است و خلقت دو گانه ای نیست. آنچه در ظاهر است کالبد است و انچه در باطن است روح است.
در تشریح این نکته اهل عرفان واردمباحث روحی نمیشوند و با استاد به قرآن ، آنرا لطیفه ای الهی دانسته که علم بشر در آن راه ندارد.
3-وحدت وجود:ارتباط نزدیکی با نظریه ماهیت روح دارد. عارف با نفی دنیا تنها یک حقیقت را شاهد است که وجود دارد و باقی در متن آن وجود ، موجودند و صاحب حیات و جنبش.هر آنچه هست اوست و باقی هم جزئی از اویند نه جدا از او. مانند نسبت قطره و یا موج با اقیانوس.هرکدام از این دو مجزی از اقیانوس قابل تصور نیستند.
جهان هم سراسر خلقت خداست و چنانکه گفته شد تنها وجود ابدی و ازلی است.نکته مهم در این میان آنست به مفاهیم این وحدت توجه شود و اول آنکه بدانیم این وحدت عددی نیست و اینکه وحدت امری حقیقی است و کثرت اعتباری.
علیرغم برخی تفاوت در اقوال عرفا و صوفیه موضوعات مشترک و مبادی ، مصادر و اهداف واحدی بین آنان برقرار است.