بنام عشق و محبت و خدمت
ورود سلسله های صوفیه به شبه قارة هند. ورود این سلسله ها به شبه قارة هند تقریبا معاصر با فتوحات غوریان بود. در قرن ششم برخی از صوفیان آسیای مرکزی به هند مهاجرت کردند. اولین سلسله ها در این دوره چشتیه * و سهروردیه * بودند. چشتیه بیشتر در اجمیر و برخی نقاط پنجاب و دهلی و اوتارپرادش و بهار/ بیهار و سهروردیه در سند و ملتان / مولتان و پنجاب تبلیغ می کردند. سلسله های مهم بعدی نقشبندیه قادریه و شطاریه بودند
ابتدا خواجه معین الدین حسن سجزی چشتی * (متوفی 633) از سلسلة چشتیه در 561 در اجمیر ساکن شد. جانشین وی قطب الدین بختیار کاکی * (متوفی 634) و جانشین کاکی فریدالدین گنج شکر * (متوفی 664) مشهور به بابافرید این سلسله را در دهلی و پنجاب گسترش دادند .مهمترین خلیفة بابافرید در هند شیخ نظام الدین اولیا * (متوفی 725) بود و سلطان المشایخ خوانده می شد. دو
شاعر پارسی گوی امیرخسرو دهلوی و امیرحسن سجزی که از مریدان نظام الدین بودند سبب اشتهار نظام الدین اولیا در تصوف ایران شدند . مهمترین خلیفة نظام الدین اولیا شیخ نصیرالدین محمود معروف به چراغ دهلی * (متوفی 757) بود .وی در دورانی می زیست که شاگردان ابن تیمیه فشارهای مذهبی و سلطان محمدبن تغلق فشارهای سیاسی بر صوفیه وارد می آوردند. او مریدان خود را به رعایت مبادی شریعت ملزم کرد و توانست سلسلة خویش را از تعرض مصون بدارد و به همین منظور بعضی رسوم صوفیه نظیر زمین بوسی را منسوخ کرد . سلسلة چشتیه در زمان دو شیخ بزرگ یعنی نظام الدین اولیا و نصیرالدین چراغ دهلی از طریق شیخ سراج الدین (متوفی 758) تا بنگال و از طریق سیدمحمد گیسودراز (متوفی 825) تا گلبرگه (از شهرهای قدیمی شیعی در هند) گسترش یافت . دیگر عرفای چشتی در مالوه و گجرات مقیم شدند .
سلسلة چشتیه در هند دارای چند شاخة مهم نظیر نظامیه منسوب به نظام الدین اولیا و صابریه منسوب به شیخ علی صابر (متوفی 690) است و هر کدام از آنها نیز زیرشاخه هایی دارند .نمایندة برجستة شاخة صابریه شیخ عبدالقدوس گنگوهی * (متوفی 945) بود که این شاخه را در قرن نهم در هند ترویج نمود .اساس تعلیمات این شاخه ذکر جلی رابطة قلبی با شیخ چله نشینی همراه با نماز و روزه قلت طعام و کلام و منام (خواب ) و مواظبت بر وضو بوده است.
مشایخ چشتیه از پذیرفتن هدایای سلاطین خودداری می کردند و فقط «فتوح » (هدایای مردم ) را می پذیرفتند. بعضی از صوفیان چشتیه به آباد کردن زمینهای بایر می پرداختند و گاه نظیر راهبان بودایی و هندو با زنبیل خانه به خانه گدایی می کردند اما پس از گسترش چشتیه در ولایات کمتر به زهد روی آوردند و دیگر از قبول هدایای حکام ابایی نداشتند. بعلاوه داشتن شغل یا کسب روزی از طریق خدمت دیوانی را برای مریدانی که در مراتب پایین بودند جایز می دانستند .
چشتیه در طول قرون متمادی بانفوذترین طریقت شبه قاره بوده است .
سهروردیه منسوب به ابونجیب عبدالقاهربن عبدالله سهروردی * یا منسوب به برادرزادة وی شهاب الدین عمربن محمد سهروردی * دومین سلسلة مشهور صوفیه در شبه قارة هند است . مروج آن در هند بهاءالدین زکریا (متوفی 661) معاصر معین الدین چشتی بود. تلاشهای وی برای گسترش اسلام در پنجاب بسیار مرجوع کنید بهثر بود. وی در ملتان اقامت داشت و خانقاهش مرکز نشر معارف صوفیه بود و در پنجاب و سند مریدان فراوانی پیدا کرد .پس از او پسرش صدرالدین محمدعارف (متوفی 684) و پس از صدرالدین پسر او رکن الدین عالم (متوفی 735) خلیفه شدند و حفظ و نشر سهروردیه را بر عهده گرفتند. پس از رکن الدین
خلافت سهروردیه بین خویشان و منسوبان وی دوام یافت.سیدجلال الدین سرخپوش بخاری و نوة او جلال الدین مخدوم جهانیان سلسلة سهروردیه را در اچ توسعه دادند. جلال الدین مخدوم جهانیان شاخة جلالیه را به نام پدربزرگش رواج داد .جلال الدین تبریزی * (متوفی ? 642) یکی از مشایخ سهروردیه و شاگرد ابوحفص عمر سهروردی در قرن هفتم به بنگال رفت و به ترویج این طریقت پرداخت و در همانجا درگذشت . سلسلة سهروردیه هنوز در بنگال وجود دارد.میرسید عثمان مشهور به لعل شهباز قلندر * (متوفی 650) نیز یکی دیگر از خلفای بهاءالدین زکریاست . وی دارای تمایلات وحدت وجودی بود و سلسلة سهروردیه را با مشرب قلندری در آمیخت .
سلسلة کبرویه * منسوب به نجم الدین کبری ' در هند دارای دو شاخة مهم است : یکی همدانیه و دیگری فردوسیه . همدانیه شاخة کشمیری از رکنیه (شاخة خراسانی سلسلة کبرویه ) و منسوب به میرسیدعلی بن شهاب همدانی (متوفی 785) است . میرسیدعلی همدانی طی چند سفر به کشمیر سبب رواج کبرویه در آنجا شد. او همچنین زمینه ساز رواج زبان فارسی و هنر ایرانی در کشمیر بود. وی شاگردانش را برای تبلیغ به جاهای گوناگون کشمیر می فرستاد و نوشته اند که او در کشمیر 000 37 تن را مسلمان کرد و در دورة او مساجد و خانقاههای بسیاری در آنجا به نام «حضرت امیر» ساخته شد . میرسیدعلی در کشمیر کتابخانه ای تأسیس کرد و کتابهای فراوانی به عربی و فارسی به آنجا برد .فرزند وی سیدمحمد همدانی نیز برای تبلیغ اسلام به کشمیر رفت . مرید دیگر میرسیدعلی همدانی اشرف جهانگیر سمنانی (متوفی 808) نیز شاخة اشرفیه از سلسلة کبرویه را تأسیس کرد .
نام شاخة فردوسیه از رکن الدین فردوسی از مشایخ کبرویه گرفته شده است . این شاخه در بهار هند گسترش یافت .از بزرگان این شاخه شرف الدین احمدبن یحیی منیری (متوفی 782) بود که نزد سلاطین تغلق محترم بود و سهم مهمی در رواج نثر صوفیانه در شبه قاره و همچنین شناساندن مشایخ ایران به هند داشت .
قلندریه * سلسلة دیگری بود که در قرن هفتم در هند رواج یافت . حکومت مغول در آسیای مرکزی و ایران زمینة حرکت قلندرها را از ترکیه به هند فراهم کرد. اغلب مشایخ قلندری با چشتیه یا سهروردیه ارتباط داشتند مثلا لعل شهباز قلندر ابتدا از سهروردیه بود و بعد به قلندریه پیوست . گروهی از مریدان صدرالدین راجو قتال برادر جلال الدین حسین بخاری (از مشایخ سلسلة بخاری متوفی 785) نیز به قلندری ـ سهروردی مشهور شدند. برخی قلندران نیز نسب معنوی خود را به شاه نعمت الله ولی * (730 یا 731ـ834) می رساندند. تعدادی از قلندران این سلسله معروف به نعمتی ـ قلندری از قرن نهم تا یازدهم در هند اهمیت داشتند .
از جمله اشخاص مهم قلندری شاعری به نام محمدسعید سرمد کاشانی * بود که داراشکوه از او حمایت می کرد. سرمد در حال وجد برهنه می شد و اورنگ زیب . وی را به جرم بدعت اعدام کرد .
واژة قلندر امروزه در شمال هند تنزل معنا پیدا کرده و به معنای گدا یا شخص آواره ای است که هزینة زندگی خود را از طریق نمایش دادن با اسب یا الاغ تأمین می کند .
حیدریها شاخه ای از قلندریه اند. مشهورترین حیدری هند شیخ ابوبکر توسی حیدری بود که در قرن هفتم در دهلی می زیست . پس از وی شاخة حیدری به سبب فقدان مشایخ و اقطاب زوال یافت اما افرادی منسوب به این سلسله تا چند قرن فعالیت داشتند .میان آداب و اعمال رایج در این شاخه با شاخة رفاعیه * شباهتهایی وجود داشت.
مداریه سلسلة دیگری است که بدیع الدین قطب المدار * مشهور به شاه مدار آن را بنیان نهاد. وی اهل سوریه بود و در قرن نهم به هند رفت . پیروان این سلسله مدعی ارتباط با چشتیه بودند اما آداب و عقاید آنان تلفیقی از تصوف اسلامی و آیین هندو بود. پیروان این طریقت لباسی مانند لباس مرتاضان هندی می پوشیدند و به تن خود خاکستر می مالیدند. گفته می شود که آنان حشیش می کشیدند و نسبت به نماز خواندن و روزه گرفتن بی اعتنا بودند . به اعضای این سلسله به سبب حمل طبلی کوچک «دفلی » می گفتند. این سلسله تا قرن سیزدهم وجود داشت .
شطاریه سلسلة منسوب به عبدالله شطاری * است . وی این سلسله را در قرن هشتم در جونپور و مالوه شناساند. برجسته ترین صوفی شطاریه سیدمحمد غوث گوالیاری * (متوفی 970) بود که شطاریه را در گجرات گسترش داد و توجه ظهیرالدین بابر و همایون و اکبرشاه فرمانروایان مغول را جلب کرد . با توجه به مراسم و ریاضتهای رایج در آن احتمالا این سلسله بیش از سلسله های دیگر از آیین هندو تأثیر پذیرفته است .
صوفیان نعمت اللهیه از زمان حیات مرجوع کنید بهسس آن شاه نعمت الله ولی در هند فعالیت داشتند. شاه خلیل الله (پسر شاه نعمت الله ولی ) و میرنورالله (نوة شاه نعمت الله ) به دعوت سلطان شهاب الدین احمد اول (از بهمنیان دکن * ) به دکن سفر کردند. در آنجا بین سلطان و میرنورالله پیوند خانوادگی پدید آمد و آنان مقیم دکن شدند و به این ترتیب سلطان از این سلسله حمایت کرد .
حضور پیروان نعمت اللهیه در دکن سبب کاهش تأثیر پیروان گیسودراز بر مردم شد و زمینه را برای تغییر مذهب سلاطین دکن فراهم نمود .از اوایل ظهور صفویه نعمت اللهیه در هند دارای پایگاه محکمی شد و شاخة هاشمشاهیة آن منسوب به میرهاشم جهانگیر در دهلی به وجود آمد و دوام یافت
قادریه را یکی از اعقاب عبدالقادر گیلانی به نام محمدبن شاه میر (متوفی 923) مشهور به میان میر به هند برد. جانشین وی ملاشاه / شاه محمد بدخشی * (متوفی 1072) مرشد داراشکوه بود. میان میر در اچ خانقاه قادریه را بنا نهاد . برخی اشخاص مهم این سلسله عبارت بودند از: بهاءالدین جنیدی (متوفی 921) شیخ قمیص (متوفی 992) از اعقاب عبدالقادر گیلانی ملاشاه و علامه محب الله الله آبادی (متوفی 1058) که هر چهار تن تحت تأثیر ابن عربی بودند . این سلسله در روزگار اورنگ زیب موقتا از رونق افتاد اما در مجموع از دیگر سلسله ها محبوبتر است .
خاستگاه نقشبندیه * آسیای مرکزی بود. احتمالا استقرار این طریقت در هند از طریق باقی بالله * (متوفی 971) و در زمان اکبرشاه بوده است.بابر از این سلسله حمایت می کرد. مشهورترین صوفی نقشبندی احمد سرهندی * (متوفی 1035) معروف به مجدد الف ثانی بود. او مرید باقی بالله و سخت پیرو سنت بود و تصوف و علوم کشفی را فقط در صورتی می پذیرفت که مطابق کتاب و سنت باشد. سرهندی پیروان خود را نیز به تبعیت کامل از سنت و مخالفت با بدعت دعوت می کرد. وی از مخالفان نظریة وحدت وجود ابن عربی بود و عقیدة برخی مشایخ را مبنی بر برتری ولایت بر نبوت خلاف شریعت می دانست . البته گفته اند که وی در آخر عمر با نظریة ابن عربی موافقت کرد . او نامه های بسیاری برای شخصیتهای سیاسی زمان خود نوشت و توانست بسیاری از اشراف و درباریان را در مخالفت با روش دربار تیموریان هند (نزدیک کردن آیین هندو به دین اسلام ) با خود هم عقیده کند . در این دوره مشایخ نقشبندیه برای جدا کردن عقاید هندو از عقاید اسلامی در مقابل وحدت وجود ــ که به آیین هندو نزدیک بود ــ وحدت شهود را مطرح می کردند .
یکی دیگر از اشخاص مهم نقشبندی شاه ولی الله دهلوی (متوفی 1176) بود. وی در صدد بود که میان شریعت و تصوف سازگاری ایجاد کند. او در نامه هایش مقامات حکومتی را به اصلاحات مالی و سیاسی سفارش می کرد. مدرسه ای که او تأسیس نمود مرکز نهضت احیای تفکر دینی شناخته می شد و محققان از جاهای گوناگون هند به آنجا می رفتند .
به طور کلی نقشبندیه در هند می کوشیدند که مسلمانان را از تأثیرات آیین هندو دور نگه دارند ( دائرة المعارف بزرگ اسلامی ج 8 ص 578) هر چند مظهر جان جانان * (محمدشمس الدین حبیب الله جان جانان صوفی و شاعر نقشبندی متوفی 1195) تحت تأثیر آیین هندو قرار گرفت و از آن اقتباسهایی کرد . مظهر جان جانان و خلیفه اش شاه عبدالله غلامعلی دهلوی در خارج از هند هم طرفدارانی یافتند به طوری که بتدریج این سلسله در آناطولی نیز رایج شد .مولانا خالد نقشبندی نیز این سلسله را در میان کردها و عربها گسترش داد .
نقشبندیه دارای شاخه هایی است از جمله : باقیه منسوب به باقی بالله مجددیه منسوب به احمد سرهندی مظهریه منسوب به مظهر جان جانان احسنیه منسوب به آدم بن اسماعیل بنوری
علائیه منسوب به ابی العلاءبن ابی الوفا حسینی اکبرآبادی که طریقت نقشبندیه را با چشتیه در آمیخت . علائیه دارای شاخه هایی چون محمدیه و منعمیه و افضلیه است
تعالیم عیدروسیه * منسوب به سیدعفیف الدین عبدالله عیدروس کبیر بر اساس احیاء علوم الدین غزالی است . از مشاهیر این سلسله عبدالقادر عیدروسی (متوفی 1038) نوة عفیف الدین بود که از علما و عرفای گجرات به شمار می آمد. این سلسله از طریق نوادگان عبدالله عیدروس در گجرات و اغلب شهرهای دکن گسترش یافت .
بخشی از تاریخ تصوف در هند متعلق به اولیای غازی (عارفان جنگجو) است . از اوایل قرن هشتم داستانهایی در بارة آنان به وجود آمد. نخستین فرد از این دسته سالار مسعود غازی مشهور به غازی میان (متوفی 555) بود. گفته اند که او از غازیان (جنگجویان ) پادشاهان پنجاب یا از لشکریان غزنوی بود و در جنگی با هندوها به شهادت رسید. مزار وی در شرق اوتارپرادش زیارتگاه است . شهادت غازی میان سبب پیدایی داستانهایی در بارة سوانح زندگی او بخصوص در دورة سلطان محمد تغلق شد. در این داستانها او به قهرمانی اسطوره ای یا یکی از اولیای بزرگ بدل شده است . وی از اولیای منطقة شرق هند به شمار می آید و هنوز هم هدایایی به مزار او تقدیم می کنند. عرس (مراسم سالگرد وفات ) او از دوازدهم تا چهاردهم رجب است . مقبره هایی به نام او از اوتارپرادش غربی تا بنگال وجود دارد و کسانی که قادر نیستند به زیارت مزار اصلی او بروند این مکانها را زیارت می کنند.
شیخ جلال سیلهتی (متوفی 748) از اولیای غازی بنگال بود. گفته اند که او از سلسلة خواجگان بود و در جنگی علیه هندوها در سلهت / سیلهت شرکت کرد. سیلهتی درپی حملة مغولان به مولتان و سپس به اچ رفت و احتمالادر آنجا به سهروردیه پیوست و سپس به بنگال بازگشت و در همانجا درگذشت . مزار وی در بنگال است.ویا وی همان کسی است که ابن بطوطه او را شیخ جلال الدین نامیده و در بنگال وی را ملاقات کرده و تحت تأثیر کرامات بسیار او قرار گرفته است.
شیخ بدرالدین بدر عالم یا پیر بدر (متوفی 844) ازاولیای غازی در بنگال شرقی ساکن بود. سلطان محمدبن
تغلق پدربزرگ او شیخ شهاب الدین حق گو را به جرم اینکه
با سلطان درشتی کرده بود اعدام کرد. پیر بدر به دعوت
یحیی منیری به بهار رفت و در آنجا اقامت گزید و در همانجا وفات یافت . آرامگاه او را «درگاه کوچک » می نامند . در بارة زندگی و نحوة سلوک او افسانه هایی ساخته شده از جمله اینکه وی بر رودخانه
فرمان می رانده است . او را حافظ ملاحان نیز می دانستند. قایقرانان اشعاری می خوانند که متضمن استمداد از روح
وی است . آرامگاههایی نیز به طور نمادین در کنار رودخانة بنگال شرقی برای پیر بدر بنا کرده اند. محل چله نشینی او در بنگال شرقی زیارتگاه است . هندوها و بوداییها نیز به او احترام می گذارند .
رخی سلسله های صوفیة هند بخصوص چشتیه و نقشبندیه از مرزهای هند فراتر رفتند. این امر از دو طریق صورت گرفت : یکی از طریق اروپاییانی که به دیدن صوفیان می رفتند و به تعالیم آنان علاقه مند می شدند از جمله تعالیم عنایت خان (از مشایخ طریقت چشتیه متوفی 1306 ش / 1927) از طریق پیروانی چون ربیعه مارتین و مارتین ساموئل لوئیس به اروپا و امریکا راه یافت و دوم از طریق دانشجویانی که از جنوب آسیا به اروپا و امریکا می رفتند و این امر موجب تأسیس شاخه هایی از چشتیه و نقشبندیه در آنجاها شد برخی از اروپاییان و امریکاییهایی که مسلمان شده بودند به این شاخه ها پیوستند مثلا خلیفة ذوقی شاه در پاکستان شخصی انگلیسی به نام شهیدالله فریدی (متوفی 1357 ش / 1978) بود. آثار فریدی به زبان اردو در کراچی چاپ شده است .
جتماعات صوفیه در شبه قارة هند. زندگی صوفیه در هند در خانقاهها و جماعتخانه ها و زاویه ها سپری می شد. پیروان سلسلة چشتیه جماعتخانه ها را ساختند که اساسا محل زندگی مشایخ و محل آموزش و انجام دادن مراسم بود. مشایخ اولیة چشتیه از جمله گنج شکر با اینگونه تشکیلات موافقت نداشتند و پس از گنج شکر نظام الدین به ساده بودن جماعتخانه ها توصیه می کرد ولی سهروردیه خانقاه را پدید آوردند و مردم بتدریج جماعتخانه را نیز خانقاه نامیدند.ابن بطوطه در قرن هشتم از وجود خانقاه در هند خبر داده است . وی در کالیکات / کالیکوت خانقاه بزرگی را دیده بوده که شیخ شهاب الدین کازرونی آن را اداره می کرد و نذریهایی از هند و چین به آنجا می رسید.
زیارتگاههای صوفیه در شبه قارة هند. زیارتگاههای صوفیه در هند همواره اهمیت داشته است . علاوه بر مردم عادی امرا نیز به
زیارت قبور مشایخ می رفتند تا از روح مشایخ برای توسعة قدرتشان مدد جویند. مزار معین الدین چشتی در اجمیر مزارات بلبل شاه کشمیری و حمزه مخدوم (متوفی 984) در سرینگر آرامگاه احمد سرهندی در شرق پنجاب مزار غازی میان در شرق اوتارپرادش مزار شاه مدار در کانپور مزارات احمدبن یحیی منیری (مشهور به «درگاه بزرگ ») و بدرالدین در بهار از جمله زیارتگاههای مردم اند
در این مزارات مراسم عرس * برگزار می شود که از مهمترین مراسم صوفیه در شبه قاره است . در هند و پاکستان روزهای عرس اولیا در برخی تقویمها ثبت شده است و نزد بسیاری از مردم زیارت مزار اولیا تقریبا هم ارز سفر به مکه است. برخی از این روزها مانند روز عرس عبدالقادر گیلانی و شاه مدار و گیسودراز آنچنان اهمیت دارد که انگلیسیها هم در دورة حاکمیت بر هند این روزها را به سپاهیان مسلمان ارتش هند مرخصی می دادند . در این روزها صوفیه بخصوص صوفیة چشتی مراسم سماع برگزار می کنند .
تصوف و سیاست در شبه قارة هند. صوفیه در شبه قارة هند از سالهای اولیة حکومت مسلمانان در آنجا نفوذ داشتند. در برخی دوره ها نظیر عصر مغول بر اثر نفوذ فقها تا حدی از تأثیر آنان کاسته شد. به سبب محبوبیت مشایخ نزد مردم عموما سلاطین در جلب نظر آنان می کوشیدند اما بسیاری از صوفیه نظیر مشایخ چشتیه از نزدیک شدن به دربار سلاطین اجتناب می کردند.
صوفیه خود را مسئول سعادت معنوی مردم می دانستند و به موازات حکومت سیاسی سلاطین برای خود حکومت
معنوی قائل بودند مثلا معین الدین چشتی حکومت معنوی ناحیة دهلی را به مریدش بختیار کاکی اختصاص داد.
همچنین برخی سلسله های صوفیه اولیای خود را حامی حاکمان مسلمان می دانستند. عبدالرحمان چشتی معتقد بود که چشتیه محافظان حیات شاه و مسئول حفظ و بقای حکومت او هستند .سلاطین نیز به صوفیه احترام می گذاشتند. قطب الدین آیبک (التتمش ) ضمن استقبال گرم از قطب الدین بختیار کاکی به او مقام شیخ الاسلامی داد اما او نپذیرفت . البته گاهی میان صوفیه و حکام اختلافاتی هم به وجود می آمده است مثلا سلسلة چشتیه در عصر خلجی ها بسیار گسترش یافت و در عین حال نسبت به آن سوءظن وجود داشت . محمدبن تغلق به همان اندازه که به صوفیه حرمت می نهاد و به زیارت قبور معین الدین چشتی و سالار مسعود می رفت از نفوذ روزافزون صوفیان بخصوص چشتیه بیمناک بود.
از دورة بابر به چشتیه توجه شد. چشتیه نیز با فرمانروایان مغول پیوند نزدیکی برقرار کردند و این مشی با بی اعتنایی آنها نسبت به حاکمان ناسازگار بود . در زمان اورنگ زیب برخی مشایخ صوفیه در قدرتمندان محلی نفوذ کردند از جمله خواجه نورمحمد (شیخ طریقة چشتی نظامی ) تأثیر بسیاری بر بهاءالحق حاکم بهاولپور نهاد و همچنین با سیکها مبارزه کرد .
سهروردیه بر خلاف وضع و مشی اولیة چشتیه در امور سیاسی دخالت و با حکمرانان مناسبات دوستانه ای برقرار می کردند. سیدنورالدین مبارک غزنوی مقام شیخ الاسلامی را از شهاب الدین غوری پذیرفت . در سند بهاءالدین زکریا ملتانی شیخ الاسلام بود. وظیفة شیخ الاسلام مراقبت از امور معنوی حکومت بود . بهاءالدین زکریا در آزاد کردن ملتان از محاصرة مغولان تأثیری بسزا داشت . اعضای سلسلة سهروردیه به سبب مناسبات خوبشان با حکام در قرن هشتم به عنوان سفیر در دربارهای خارجی حضور می یافتند .
سهروردیه در کشمیر نیز در حکمرانان نفوذ داشتند تا حدی که رنچن شاه تحت تأثیر بلبل شاه کشمیری از آیین هندو به اسلام گروید و پس از او صدها تن از مردم کشمیر مسلمان شدند .
قادریه از دخالت در امور حکومتی اجتناب می کردند اما نقشبندیه بیشترین اعتبار خود را به سبب فعالیتهای سیاسی کسب نمودند نقشبندیه برای مصلحت خلق ارتباط با حاکمان را جایز می دانستند و به همین دلیل تأثیر آنان از جمله تأثیر احمد سرهندی و شاه ولی الله دهلوی در احوال و اعمال حاکمان هند بسیار بود . قلندریه نیز با دربار لودیها مناسبات بسیار داشتند .
مشایخ صوفیه در تحولات دوران معاصر نیز مرجوع کنید بهثر بوده اند از جمله امدادالله فاروقی تهانوی (متوفی 1317) از طریقت چشتیه صابریه در مبارزه با انگلیس بسیار فعال بود و شاه عبدالعزیز (متوفی 1239) فرزند شاه ولی الله دهلوی با فتوایی علیه انگلیسیها هند را «دارالحرب » نامید (اسمیت ص 207). همچنین برخی صوفیه مانند صوفیان مکتب بریلوی حامیان جدی و قاطع نهضت ملی گرایی پاکستان بوده اند .
نقد تصوف در شبه قارة هند. از تصوف هند در گذشته و حال انتقادهایی کرده اند. ظهور قلندرهای بی مبالات نسبت به عبادات شرعی رواج نوشیدن مسکرات و سماع شیوع اعتقادات خرافی و توسل به تربت قبور برای شفا برخی از زمینه های انتقاد از صوفیه بوده است . از جمله مخالفان تصوف حاجی شریعت الله (متوفی 1256) بود. او از تعالیم شاه ولی الله دهلوی و وهابیان تأثیر پذیرفته بود. فرائضیها در بنگال علیه برخی اعمال صوفیان ــ که آنها را بدعت می شمردند ــ قیام کردند . از دیگر مخالفان تصوف سیداحمد شهید بریلوی * (از علمای «نهضت مجاهدین » متوفی 1246) بود که در پنجاب با برخی آداب صوفیه و همچنین با سیکها مبارزه کرد . ابوالاعلی مودودی (متوفی 1358 ش / 1979) مرجوع کنید بهسس جماعت الاسلامی که در خانواده ای از پیروان طریقت چشتیه به دنیا آمده بود تصوف را یکی از عوامل انحطاط مسلمانان می دانست. اقبال لاهوری نیز در کتاب احیای فکر دینی در اسلام (ص 172ـ173) آخرت گرایی صوفیه را سبب غفلت از وجوه اجتماعی اسلام دانسته است .
تصوف و آیین هندو. محققان میان عقاید و اعمال صوفیه با پیروان آیین هندو مشابهتهایی یافته اند از جمله اشتغال به مراقبه و تفکر خدمت به پیر روزه گرفتن ذکر و تساهل در بارة پیروان مذاهب و ادیان و شفقت به خلق . ابوریحان بیرونی در تحقیق ماللهند برخی ریاضتهای صوفیه را که در جهت اشتغال به حق و ضبط نفس انجام می دهند و همچنین اقوالی را که در بارة اتحاد دارند مشابه با تعالیم پاتنجلی دانسته است .
برخی گیاهخواری عده ای از متصوفة هند نظیر حمیدالدین ناگوری * (متوفی 673) را به تماس با زهاد هندو نسبت داده و آرای عبدالقدوس گنگوهی را نیز متأثر از نات یوگیها (ریاضت کشان هندو) دانسته اند . گفته اند که بنیانگذار غوثیه (شاخه ای از شطاریه ) برخی اعمال این شاخه را از مکتب یوگا گرفته است . همچنین گفته اند که ترکیب اعتقادات صوفیه با آرای یک کشمیری شیواپرست به نام لالا یوگیش واری به تأسیس سلسله ای مشهور به ریشی انجامید. مرجوع کنید بهسس این سلسله نورالدین ریشی (متوفی ? 842) بود. تعالیم وی را در اشعار کشمیری اش با اشعار لالا بسیار شبیه دانسته اند .
ترجمة برخی کتابهای دینی و حکمی هندوها توجه صوفیان را به خود جلب کرد. فیضی (متوفی 1004) شاعر و حکیم دربار اکبرشاه مهابهاراتا را از سنسکریت به فارسی ترجمه کرد. داراشکوه نیز قسمتی از اوپانیشاد ها را از سنسکریت به فارسی ترجمه کرد. او در رسالة فارسی مجمع البحرین توافق عقاید هندوها را با آرای صوفیه نشان داده است . جوک باشست و چند کتاب دیگر هندوها نیز به دستیاری و تشویق داراشکوه به فارسی ترجمه شد. تأثیر جوک باشست چنان بود که میرابوالقاسم فندرسکی (متوفی 1050) حکیم و عارف عصر صفوی بر آن تعلیقه نوشت و منتخبی از آن فراهم آورد .
به اعتقاد برخی محققان تأثیر آیین هندو بر تصوف اسلامی نه در دوران اولیة شکل گیری تصوف بلکه در دوران متأخر صورت گرفته است.
تصوف اسلامی نیز بر آیینهای شبه قارة هند تأثیر گذاشته از جمله آثار و خدمات صوفیه در شبه قاره گسترش اسلام بوده است . به عقیدة اغلب پژوهشگران هرچند مسلمانان در حدود 92ـ94 سند را گرفتند و در زمان سلطان محمود غزنوی (389ـ421) مناطقی از هند را فتح کردند اما صوفیه یکی از عوامل مهم تبلیغ اسلام در آنجا بوده اند . محبوبیت مشایخ صوفیه در بین مردم برگزاری مجالس وعظ و سماع به زبان فارسی و زبانهای محلی هند و اعتقاد به برابری همة انسانها اسباب موفقیت صوفیه در این امر بوده است . فعالیتهای مشایخ چشتیه و نقشبندیه و شطاریه در تبلیغ اسلام میان هندوان و اقوام مالزی بسیار بود. مواعظ سادة مشایخ بخصوص در بارة محبت به خداوند و دوست داشتن همسایه سبب جذب هندوان خصوصا جذب افرادی از طبقة پایین و حتی افراد بی طبقة هند (نجسها) شد . صوفیة کشمیر از جمله میرسیدعلی همدانی و بلبل شاه کشمیری در گسترش اسلام در این منطقه بسیار مرجوع کنید بهثر بوده اند . به گفتة تاراچند رسوخ تعالیم اسلامی مانند توحید و تساوی آدمیان در هند از طریق صوفیه موجب پدیدآمدن مکتب بکتی / بهکتی (طریقة عبادت عاشقانه ) شد .
ار دیگر صوفیان ترویج زبان فارسی بود. میرسیدعلی همدانی و فرزند و اخلافش به ترویج زبان فارسی در کشمیر پرداختند تا حدی که این زبان زبان دربار شد.
نگارش متن اصلی اجازه نامة خلافت برخی صوفیان به زبان فارسی از گذشته تاکنون حاکی از نفوذ زبان فارسی در شبه قاره است . صوفیان شجره نامة طریقت خود را تا چند سال قبل به نظم و به فارسی می نوشتند. امروزه قوالان در عرس اشعار فارسی می خوانند .
تشیع و تصوف در شبه قارة هند. صوفیان سهروردیه و چشتیه گرچه اهل تسنن بودند به اهل بیت و دوازده امام علیهم السلام ارادت می ورزیدند. برخی مشایخ چشتیه مانند نظام الدین اولیا و نصیرالدین چراغ دهلی و خواجه محمد گیسودراز حضرت علی علیه السلام را در عظمت روحی و جوانمردی از سه خلیفة قبل بالاتر دانسته اند . سیدجلال الدین بخاری از مشایخ سهروردیه نیز با آنکه مخالف
تشیع بود به اهل بیت ارادت بسیار داشت و علاقه به اهل بیت از ویژگیهای مهم خانقاه او در اچ بود. در قرن نهم برخی از شاگردان مخدوم جهانیان بویژه در گجرات به مذهب شیعة دوازده امامی گرویدند.
شاه ولی الله دهلوی نیز با آنکه تشیع را قاطعانه رد کرده در ملفوظاتش برای حضرت علی و اهل بیت علیهم السلام بخصوص امام جعفرصادق علیه السلام مقام و عظمت بسیار قائل شده است .
لندرها نیز آوازها و اشعاری را که در مدح حضرت علی علیه السلام بود دوست داشتند. لعل شهباز قلندر در مدح حضرت علی و اهل بیت علیهم السلام اشعاری به فارسی و سندی سروده است . قلندرها بتدریج مروجان دوستی و عشق به اهل بیت علیهم السلام شدند .
ا آمدن مریدان علاءالدوله سمنانی و میرسیدعلی همدانی و همچنین شاگردان شاه نعمت الله ولی به هند تصوف شیعی در هند و کشمیر تقویت شد .
ابطة تصوف در شبه قارة هند با تصوف در ایران . مرجوع کنید بهسسان سلسله های مهم و معروف تصوف در هند یعنی چشتیه و سهروردیه و قادریه و نقشبندیه و همدانیه (شاخه ای از کبرویه ) ایرانی بودند . همچنین بر کتابهای عرفانی ایرانی مانند لمعات عراقی مثنوی مولوی و عوارف سهروردی بارها شرح نوشته اند و این کتابها در مدارس دینی هند تدریس شده است .
به طور کلی تصوف ایرانی از سه طریق بر تصوف هندی تأثیر نهاد: 1) از طریق صوفیان ایرانی نظیر هجویری و معین الدین چشتی و سیدعلی همدانی و جلال الدین تبریزی که برای تبلیغ اسلام به هند عزیمت کردند. 2) از طریق آن دسته از صوفیان ایرانی که گرچه به هند نرفتند افکارشان به طور غیرمستقیم بر مسلمانان هند تأثیر گذاشت کسانی چون ابوسعید ابوالخیر باباطاهر خواجه عبدالله انصاری سنایی عطار و مولوی . 3) از طریق صوفیانی چون ابن عربی که ایرانی نبودند اما بر اندیشة متصوفة ایرانی تأثیر نهادند و افکارشان از طریق ایرانیان به هند رسید . از اواخر قرن نهم افکار و اندیشه های ابن عربی در هند نفوذ بسیار یافت شروح متعددی که بر فصوص الحکم نوشته شده مرجوع کنید بهید این مطلب است . محب الله الله آبادی از مشایخ چشتیه از جمله کسانی بود که فصوص الحکم را به فارسی و عربی شرح کرد . عبدالقدوس گنگوهی نیز از صوفیانی بود که بسیار تحت تأثیر نظریة وحدت وجود ابن عربی قرار گرفت .
ادبیات صوفیانه در شبه قارة هند. یکی از دستاوردهای مهم صوفیه در شبه قارة هند ادبیات صوفیانه است که بسیاری از این آثار به فارسی و بقیه به زبانهای محلی هند است .
برخی از آثار صوفیة هند عبارت اند از: 1) شروح و حواشی بر کتب مهم صوفیه نظیر فصوص الحکم مثنوی مولوی رسالة قشیریه و التعرف
2) تألیف کتابهایی در معارف صوفیانه
و سیروسلوک نظیر کشف المحجوب هجویری و طوالع الشموس قاضی حمیدالدین دهلوی ناگوری (متوفی 641)
و سلک السلوک ضیاءالدین نخشبی (متوفی 751 )
3) تألیف تذکره های منظوم و منثور در شرح احوال مشایخ صوفیه از جمله سیرالاولیاء اثر سیدمحمدبن مبارک کرمانی معروف به میرخورد (متوفی 770) سیر
العارفین از حامدبن فضل الله جمالی دهلوی (متوفی 942) اخبارالاخیار فی اسرارالابرار از عبدالحق محدث دهلوی
(متوفی 1052) تذکره گلزار ابرار از محمد غوثی شطاری (حدود قرن یازدهم ) سفینة الاولیاء و سکینة الاولیاء هر دو
از داراشکوه حضرات القدس از بدرالدین سرهندی (متوفی 1094 )
4) آثاری با عنوان «مکتوبات » مشتمل بر پاسخها و توصیه ها و توضیحات کتبی مشایخ
در بارة سیروسلوک یا امور دینی و اجتماعی . بعضی از مکتوبات مهم عبارت اند از: مکتوبات حمیدالدین صوفی ناگوری * مکتوبات سرهندی مکتوبات ابوعلی قلندر علی پانی پتی * و مکتوبات شرف الدین یحیی منیری *
5) آثاری با عنوان «ملفوظات » که مجموعه سخنان مشایخ در مجالس خاص با مریدان است . ملفوظات پاسخهای شیخ
به پرسشهایی در بارة مسائل دینی و اجتماعی و عرفانی
بود که پس از چندی یکی از مریدان آن را مکتوب می کرد. برخی از ملفوظات مهم عبارت اند از: انیس الارواح (ملفوظات خواجه عثمان هارونی متوفی 617) دلیل العارفین (ملفوظات معین الدین حسن سجزی چشتی ) فوائد الفرجوع کنید بهاد (ملفوظات نظام الدین اولیا) که امیرحسن سجزی
آن را مکتوب کرده است
بخشی از ادبیات صوفیانة هند به زبانهای محلی است . ملاداود (متوفی 772) و محمد شگهیر در بنگال صوفیانی بودند که به زبان محلی شعر می گفتند. در پنجاب و سند نیز شاعرانی نظیر عبداللطیف بیتابی (متوفی 1752) و بلهی شاه * به لهجة پنجابی و سندی شعر می گفتند. مظهرجان جانان و خواجه میردرد (متوفی 1199) نیز از شاعران بزرگ اردوزبان بودند .